زبانی بدون صدای “ما” ستاره شهدایی

 

ستاره شهدایی

پیوند ما زمینی است در آن سوی جهان که نیاکانمان در آن روییده اند، زمینی است در این سوی جهان که ما در آن میپروریم، زمینی که این سو و آن سویش مدورانه با یکدیگر می آمیزند و میستیزند. پیوند ما زمانی است که امروز در آن زندگی میکنیم، گذشته ای که میراث زخمها و قدرتهایمان را رقم زده، و آینده ای که برای فرزندانمان باقی گذاشته و نهادینه میکنیم. پیوند ما زبانی است که مرام و عواطف ما را در بر گرفته و شادیها و حسرتها و آرزوها و لذتهایمان را معنا میبخشد، شعری که رنجها و مرهمهایمان را هزاره هاست ساخته و شناخته است، سازی که دیریست ظرافتها و زمختیهای روحمان را مینوازد، و جای خالی واژگانی که هنوز برای گره ها و گشایشهای نو نامیده نشده اند

زمینمان در اینجا و آنجا رو به خشکیدن و سیلاب است. زمانمان در تکراری ابدی گیر افتاده و افق آیندگان را دیگر در چشم انداز ندارد. زبانمان در نبرد با نابودی است، هر شش ماه یک زبان به خاک می اوفتد. بندهای اعتماد میانمان شکننده تر از همیشه، و زمین و زمان و زبان کماکان در تهدیدِ محو شدن پسوند “مان”، خود محو میشوند. در دنیایی که در آن همه چیز برای خرید و فروش است، حلقه های “مان” تنگتر و اختصاصی تر شده و پیاپی در معرض تقسیم و خشونتِ قومی، مذهبی، سیاسی، طبقاتی، جنسی، جنسیتی، و توانایی قرار میگیرند. تشکلِ در پیشِ رو، ضرورتی است به بزرگیِ از آنِ خود ساختنِ آنچه ما را به یکدیگر پیوند میزند، آنچه “ما” را ممکن میسازد، .ضرورتی به مهمی باز پس گرفتن زمین و زمان و زبانی که بدون صدای “ما” به بی نوایی واگذار شده اند

:من به گردهمایی ایرانیان نیویورک میپیوندم چون سعدی روزی نوشت

باﷲ از مرده باز گردیدی
در میان عشیره و پیوند

 

Kazem Ghouchani