خانه ای که هنوز خانه نیست "مرجان فدوی"

Marjan.jpg

“شهری برای ما همه” فراتر از همزبانی ایرانیان و مرور خاطرات ایران است، اراده ی جمعی خوبی پشتش است و در مقطع زمانى مهمى شکل می گیرد. نهادی از این دست چیزی است که ما ساکنین نیویورک امروز به آن نیاز داریم. چرا؟

دلایلم را در چند بند توضیح می دهم:

نیویورک خانه ای که هنوز خانه نیست: ما نیویورک را برای سکونت برگزیده ایم، برخى از ما سالهاست كه ساكن اين شهريم. پس چرا گويى هنوز خانه خانه نیست؟ چرا كمرنگيم؟ چرا مطالبه اى نداريم؟ آرام و شبح وار مى رويم و مى آييم كه كسى كارى به كارمان نداشته باشد. تفاوت آشکاری بین تجربه ی ما از زندگی در نیویورک و برخى شهروندان دیگر وجود دارد. اينطور بگويم اینجا خانه ایست که هنوز نتوانسته ایم پایمان را توش دراز کنیم. یکی از اصلی ترین دلایل اين موضوع نداشتن صدا در شهر است. اگر می خواهیم خانه خانه شود باید بودنمان را در شهر پررنگ تر کنیم. شهری برای همه می تواند به این هدف کمک کند.

تمرینی برای زیست اجتماعی غیر تجاری: در حال و هوای سرمایه داری امروز که همه ابعاد زندگی مان تا بن استخوان مادی و کالاییست توجه به اجتماعاتى نظیر “شهرى براى ما همه” می تواند تمرین ساده ای برای زيستى اجتماعی از نوع غیر پولی باشد. اجتماعی که در آن تقسیم کار و تخصص وجود دارد اما روابط صرفاً با انگیزه سود مالی انجام نمی گیرد. در چنین اجتماعى تولید نه تنها برای سود شخصی که با انگيزه ى نفع جمعی صورت می گیرد. با به اشتراک گذاشتن منابع و تخصص هایمان شايد بتوانيم جدا از این تمرین، قدرت چانه زنی و سهم مان را از جامعه امروز افزايش دهيم.

سرمایه ى اجتماعی : از راههای ایمن شدن در برابر به حاشیه رانده شدن افزایش سرمایه اجتماعی است.  اجتماعاتى از اين دست منابع سرمايه اجتماعى به شمار مى آيند. دسترسى به سرمایه اجتماعی می تواند بخشی از آثار نابرابری هاى لجام گسيخته امروز را خنثى کند. به اين ترتيب شهری برای همه می تواند سرمایه ى اجتماعی برای تمام فارسى زبانان ساکن نیویورک ایجاد کند و از اعضايش در برابر ناعدالتى های اجتماعی حمایت کند.

همه ى ما آسیب پذیريم: امروز من، فردا شما. بسيارى از ما در مقاطع مختلف در مهاجرت و به ويژه در اين شهر آسیب پذیر بوده ايم/هستیم/خواهیم بود. انسجام اجتماعی برآمده از “شهرى براى ما همه” می تواند اعضایش را در شرايط آسيب پذير بیمه کند.

نیویورک شهر فردگرایان: به گمان قوی همه ی ما کمابیش در این شهر من تر شده ایم. من تر شدنمان دیگران را من تر کرده و به لزوم من تر شدن بيشترمان افزوده است. مشارکت در اجتماعاتی چون “شهرى براى ما همه” كه در تعريف خود “من” و “نفع من”را با فراى من جايگزين مى كند برای ساکنین نیویورک فرصتی خجسته است. نگاهی به دوروبرمان نشان می دهد که ارزش های جامعه ی فردگرای امروز و به ویژه آنچه عقلانيت اقتصادى خوانده می شود گاه بقای جوامع را تهديد مى كند. در این برهه شاید بازگرداندن بسیاری از آنچه با گذار از زندگی گروهی و براى مدرن شدن کنار گذاشتیم، از اعتماد و بخشندگی گرفته تا حمایت و لطف متقابل،  برای پیشرفت مان موثر افتد.

نت ورک: برگردیم به زبان تجاری، اگر همه ی این حرفها رو هم قبول ندارید دیگر به قدرت نت ورک که اعتقاد دارید؟ ندارید؟  حالا که اهمیت دسترسی به نت ورک قوی نقل محافل مدیریتی، اقتصادی و تجاری است لااقل قدمی برداریم که شاید سببی شود که این بار زبان فارسی “پارتی” ما باشد.

با این تفاسیر شرکت در نخستین گردهمايى شهری برای هر یک از ما که دغدغه هایی از این دست داریم مهم است. قرار است اولین حضور انتظارات، درک و خواسته های مشترکمان را پررنگ کند. موفقیت “شهری برای ما همه” در دستیابی به اهدافش تنوع، تخصص و حضور می طلبد. چه بسا موقعیت های این چنینی که از دست رفته اند.  این بار را از دست ندهیم که هم فرصت مناسب است و هم اراده كافى. در تلاطم های سیاسی و اجتماعی روز ما به اثرات و دستاوردهای اجتماعی نظیر “شهری برای ما همه” بیش از پیش نیازمندیم.

باشد كه الگویی بسازیم برای گام هايى بلندتر.

Kazem Ghouchani